حضرت آيت الله تبريزي

 

 حضرت آيت الله تبريزي

مقدمه

اين نوشتار کوتاه، مختصرى است از زندگانى پربار استادى عاليقدر که اينک بر مسند افتاء و مرجعيت نشسته و با استمداد از الطاف لايزال الهى و توجهات مولايش امام عصر (عج) در صدد استمرار بخشيدن به راه گذشتگانى همچون شيخ اعظم انصارى و نائينى و کمپانى (رحمهم الله) و... و استحکام پايه هاى دين حنيف نبوى (ص) است. اميد که پاسخى باشد براى علاقمندان کنجکاوى که در پى آشنائى با اين ستارگان درخشان علم و عمل هستند. لازم به تذکر است که اين نوشتار به قلم برخى از شاگردان استاد به نگارش درآمده است و خود معظم له به هيچ صورت، حاضر به تهيه زندگينامه نشدند و در مقابل اصرار دوستان، مقاومت ورزيدند.

 

ولادت و تحصيلات  

معظم له در سال 1305 شمسى در شهرستان تبريز در ميان خانواده اى مذهبى چشم به جهان گشودند.
تحصيلات علوم جديد تا پايان سال دوم دبيرستان را در همان شهر به آخر رساندند. ايشان به خاطر برخوردارى از هوش و استعداد سرشار، از همان زمان طفوليت، مورد توجه خاص اطرافيان قرار گرفت به طورى که هنگام تحصيل مديران و معلمان وى، تعجب مىکردند و اعتقاد داشتند که ايشان از نظر درک مطالب، از استعداد بالايى برخوردار است به همين جهت، همواره او را براى رسيدن به حرفه اى خاص مورد تشويق و تحسين قرار مىدادند.
اما معظم له به خاطر علاقه زياد به مکتب غنى اهل بيت (عليهم السلام) و روحانيت شيعه، تصميم گرفت تا در اين مسير مقدس وارد شود.
لذا پس از سپرى نمودن تحصيلات جديد، با شوق فراوان و علىرغم مخالفت اطرافيان، به مدرسه طالبيه تبريز روى آورد و در سال 1323 در سن 18 سالگى تحصيل علوم دينى را آغاز نمود و طى چهار سال، مقدمات و مقدارى از دروس سطح را در شهر تبريز به پايان رساند.

 

حضور در حوزه هاى علميه 

الف) عزيمت به حوزه علميه قم:

استاد معظم، آيت الله تبريزى در سال 1327 شمسى شهر تبريز را ترک نمود و وارد حوزه علميه قم شد.
ايشان در قم دوره سطح را به پايان برده و در اوج شکوفايى علم و فقاهت و غناى حوزه وارد درس خارج اساتيدى همچون مرحوم آيت الله العظمى سيد محمّد حجت و مرحوم آيت الله العظمى بروجردى (قدس الله اسرارهما) شدند و همزمان با آن مشغول تدريس کتب سطح نيز گرديدند. اين افاده و استفاده 5 سال يعنى تا سال 1332 شمسى طول کشيد. در طول اين مدت، 4 سال نزد آيت الله رضى زنوزى تبريزى استفاده کامل نمودند و در نزد مرحوم آيت الله العظمى بروجردى در فقه و اصول بهره لازم را بردند و موفقيت ايشان تا جايى بود که استادشان مرحوم بروجردى (قدس سره) ايشان را به عنوان ممتحن طلاب حوزه، انتخاب نمودند.
معظم له در طول ساليان اوليه اقامت در قم بيشترين تدريس را در مسجد نور مقابل شيخان داشتند که طلاب و فضلاء بسيارى از محضر درسشان فيض مىبردند.

ب) عزيمت به نجف اشرف

استاد بزرگوار، علاقه وافرى به ادامه درس و بحث، آن هم از منبع پر فيض علوى (ع) و جوار مرقد مطهر امير مؤمنان على (عليه السلام) داشتند. يکى از آرزوهاى ايشان، اين بود که به نجف اشرف عزيمت نمايند امّا به خاطر فقدان امکانات و وجود مشکلات، آرزويى دور مينمود ولى ايشان آنچنان عاشق اين سفر بود که از هر فرصتى براى اين کار استفاده مىنمود. معظم له روزى در محضر علماء و بعضى از مراجع وقت آن زمان در قم نشسته بودند که بحثى علمى پيش ميآيد و تنها کسى که به خوبى از عهده جواب برآمدند ايشان بودند که باعث خوشحالى جمع مىشود و از ذکاوت و هوش ايشان متعجب ميگردند. در اين ميان شخص تاجرى (حاج يعقوب ايپکچى) که فردى متدين و علاقمند به روحانيت بوده است و در آن مجلس حضور داشته، بعد از اتمام جلسه از استاد مىخواهد که قدرى صبر کند و سپس بعد از خلوت شدن مجلس با ايشان به صحبت ميپردازد و از ايشان مىخواهد تا اگر خواسته اى دارند بفرمايند تا برايشان انجام دهند، حضرت استاد پاسخ مىدهند: که "من خيلى علاقه دارم براى ادامه درس و بحث به نجف بروم ولى به دليل فقدان امکانات نمىتوانم". آن شخص، امکانات و خرج سفر ايشان را فراهم مىکند و استاد عزيز ما، حضرت آيت الله العظمى تبريزى بعد از گذشت 5 سال از حضور در حوزه علميه مقدسه قم، در سال 1332 شمسى جهت ادامه تحصيلات به نجف اشرف عزيمت نمودند و تا سالها نيز بدون اينکه از شهريه و وجوهات استفاده کنند با امکانات همان شخص، در نجف به درس و بحث پرداختند. حضرت استاد، در نجف اشرف در محضر درس اساتيد برجسته و عاليمقام آن زمان حاضر شده و به خوشه چينى پرداختند. اما عمدتاً از افاضات مرحوم آيت الله حاج سيد عبدالهادى شيرازى (رحمه الله) و مرحوم آيت الله العظمى خوئى (رحمه الله) استفاده کردند و در بدو ورود به درس ايشان، توجه استاد را به خود جلب کرد به طورى که به شوراى استفتاء معظم له دعوت شدند. در آن روزگار، حوزه هاى درس نجف اشرف در اوج شکوفائى و شور و نشاط بود. لذا معظم له با تمام توان و تلاش خود در محضر اساتيد حاضر شدند و از موقعيتى که فراهم آمده بود کمال استفاده را نمودند تا به مدارج عالى علم و مقام بلند اجتهاد نائل آمدند.
استاد عزيز در ابتداى ورود به نجف اشرف، حجره اى در مدرسه قوام السلطنه شيرازى تهيه کردند و مشغول تدريس مکاسب و کفايه در مسجد خضراء و عمران شدند و روز به روز بر وسعت حوزه درسيشان افزوده می گرديد تا جايى که عده زيادى از فضلاء از محضر درس ايشان استفاده نمودند و با تقاضاى آنان، درس خارج استاد تشکيل گرديد و شاگردان خويش را از شجر پر ثمر فقه اهل بيت (عليهم السلام) بهره مند گردانيدند.
هنگامى که استاد بزرگوار به نجف مشرف شدند، در حجره آيت الله العظمى شهيد ميرزا على غروى (رحمه الله) در مدرسه خليلى مهمان شدند سپس حجره اى در مدرسه قوام نزديک مسجد طوسى در اختيار معظم له قرار دادند و از ابتداى امر، استاد در درس امام خوئى (رحمه الله) شرکت مىکردند و درس اصول بعد از نماز مغرب و عشاء در مسجد خضراء بود که در آن زمان بحث در خصوص (هل يجب الفحص فی الشبهات الموضوعیة أم لا) بوده و استاد بزرگوار بعد از اشکال در قسمتى از درس، بحثى با استاد خود سيد الخوئى (رحمه الله) ميکنند و فرداى آن روز سيد الخوئى از يکى از نزديکان درسشان بنام آقاى توحيدى تبريزى سؤال ميکند اين آقا کيست؟ گفته بود اهل تبريز است و از قم آمده! سيد الخوئى (رحمه الله) فرموده بودند اين شخص آينده درخشانى دارد! و حضرت استاد همزمان با وفات سيد الحکيم به تدريس خارج فقه بر طبق مکاسب و همچنين اصول از اول دوره ميپردازند. و بعد از اطلاع سيد الخوئى از شروع درس خارج ايشان به استادمان تبريک می گويد و مرحوم آقاى مشکينى هنگامى که در نجف بودند از سيد الخوئى در خصوص استاد بزرگوار سؤال کردند که سيد الخوئى در جواب می فرمايد: ميرزا جواد فاضل و مجتهد مطلق است.
حضرت آيت الله العظمى تبريزى (دام عزه) را مىتوان يکى از شاگردان برجسته و مبرز مرحوم آيت الله العظمى خوئى (رحمه الله) به حساب آورد که هميشه مورد عنايت و توجه خاص استادشان بودند و در اغلب جلسات علمى خصوصى استادشان نيز شرکت مىنمودند و در بحثها و درسها با طرح اشکالات و مطرح کردن فروعات، بر بار علمى محفل می افزودند. معظم له طرف مشورت آيت الله خوئى (رحمه الله) بودند و از اصحاب استفتاء به شمار مىرفتند و در سفرهايى مثل کوفه و کربلا، نيز ملازم استادشان بودند. اين مرجع والا، علاوه بر تدريس و تحقيق در حوزه علميه نجف، از امر تبليغ احکام و مسائل دينى مردم نيز غافل نبودند و در ايام تبليغى و فرصتهاى مناسب به نقاط مورد احتياج تشريف ميبردند و به تبليغ احکام الله ميپرداختند و از آنجا که گفتارشان با عمل آميخته بوده است اين تلاشها، اثر بسيار مطلوبى را به جاى گذارده است که ميتوان گفت ناشى از اخلاق و روش برخورد ايشان با مردم است و می توان ادعا نمود که ايشان موجب پايه گذارى تشيع در منطقه اى از کرکوک عراق بوده اند به طورى که اکثر مردم آن مناطق بواسطه آشنايى با ايشان به مکتب غنى اهل بيت (عليهم السلام) روى آوردند.

 

روحيات و نکات برجسته اخلاقى 

به اعتراف همگان، استاد داراى روحيات و نکاتى است درس آموز و جالب که هر طالبى را به خود جلب مىکند و محبتش را در دل او مىافکند. گرچه بايد گفت نمىتوان تمام ويژگيها را بيان کرد، چرا که بسيارى از آنها از امور باطنى و قلبى است و از ديد ما پنهان، اما چند ويژگى را به عنوان نمونه متذکر مىشويم:

 الف) تواضع و فروتنى شديد

ايشان با اينکه از نظر علمى و عملى استادى برجسته و بزرگوارند ولى در عين حال با عموم افراد بخصوص شاگردان خود با کمال تواضع، برخوردى پدرانه دارند. هيچگاه ديده نشده است که در پاسخ به اشکال کسى، او را بکوبند يا از دادن پاسخ، شانه خالى کنند بلکه با گفتن "من در خدمت شما هستم" او را به نقد و اشکال تشويق مىکنند. خلاصه آنکه بين استاد و شاگردانش روابطى عاطفى حکمفرماست و اگر وقت داشته باشند گاهى به منزل شاگرد خود نيز مىروند و اگر خبر پيدا کنند که يکى از آنها مشکل دارد در صدد رفع مشکل برمىآيند و از هر گونه مساعدتى دريغ نمىورزند و متقابلاً شاگردان هم با شناختى که از استاد دارند، وى را الگوى اخلاقى و پدر خود مىدانند. استاد با کمال تواضع، هر روزه حتى روزهاى تعطيل و جمعه تا نزديک ظهر در منزل جوابگوى مسائل علمى طلاب و فضلاء مىباشند.

ب) بىتوجهى به ظواهر دنيوى

ايشان با اينکه در اين موقعيت، مىتوانند از امکانات بسيارى استفاده نمايند اما در عين حال از کمترين آن بهره مىبرند و از نظر منزل و امکانات رفاهى به اقل ضرورت اکتفا مىنمايند و کمترين بهره شخصى را از وجوهات و سهم مبارک امام (عليه السلام) مىبرند. حتى از اينکه با وجوهات به زيارت ثامن الائمه حضرت رضا (عليه السلام) مشرف شوند امتناع دارند. معظم له مايل به هيچگونه تشريفات و تجملات و نام و عنوانى نيستند و به جرأت مىتوان گفت، خود ايشان قدمى براى مطرح شدن و مرجعيت برنداشته اند. رضايت به انتشار عکس خود ندادند و حاضر به مصاحبه در مورد معرفى خودشان و بيان زندگى خود نشدند که به عنوان مثال، براى تهيه اين زندگينامه بارها به ايشان مراجعه گرديد ولى قبول نفرمودند.
مکرراً از مناطق مختلف داخل و خارج از کشور جهت مصاحبه و معرفى ايشان و درج در مجلات و روزنامه ها مراجعه مىنمايند اما ايشان حاضر نيستند وقت خود را صرف اين کارها نمايند و مىگويند "من معذور هستم". بدون هيچ تکلفى، پياده هر روز به درس مىروند و به منزل باز مىگردند و گاه، مسافت طولانى را پياده طى مىنمايند با اينکه حدود 20 سال است معظم له صاحب رساله توضيح المسائل هستند و به معنى واقعى مجتهد و مرجعى قوّى و دقيق مىباشند، ولى هيچگاه در پى تبليغ از خود نبوده و نيستند و قلباً هم مايل به تعريف و تمجيد و تبليغ ديگران نمىباشند. در مصرف نمودن سهم مبارک امام (عليه السلام) دقت کافى را به خرج مىدهند تا بجا صرف گردد. ساليان دراز است که ايشان در فصل تابستان و گرماى طاقت فرساى قم، همچنان در منزل به سر مىبرده اند و از رفتن به جاهاى خنک امتناع داشته اند همانگونه که در ايام جنگ تحميلى و موشک باران شهر مقدس قم نيز ايشان حاضر به ترک منزل و شهر نشدند و مىفرمودند:
"چرا بايد عده اى زير موشک باشند و ما راحت باشيم؟" زمانى که اين شهر مقدس مورد هجوم وحشيانه موشکها و هواپيماهاى دشمن قرار گرفته بود، چندين بار مقارن برگذارى درس معظم له، اين حملات انجام گرفت ولى ايشان کرسى درس را ترک ننموده و در همان حال، به تدريس ادامه دادند.
هنگامى که مسئولين شهر از حضور ايشان در شهر قم (با وجود بمباران شديد و خالى شدن شهر) مطلع شدند تصميم گرفتند که سنگرهايى از پيش ساخته شده را به بيت ايشان منتقل نمايند که معظم له موافقت ننمودند.
بارها مشاهده شد که در هنگام حمله رزمندگان اسلام بر کفر، مشغول دعاى توسل هستند و طبق نقل نزديکانشان، در آن موقعيت، حال استاد به گونه اى منقلب بود که کسى جرأت نمىکرد با ايشان سخن بگويد. علاقه ايشان به رزمندگان، فوق العاده بود و در محافل مختلف از آنها به عنوان بهترين انسانهاى روى زمين نام مىبردند. لذا با توصيه ايشان، تعداد زيادى از شاگردانشان در جبهه هاى نور عليه ظلمت شرکت جستند و عده اى نيز به فيض شهادت نائل آمدند.
در يکى از سالهاى جنگ تحميلى قبل از فرا رسيدن ماه مبارک رمضان، در آخرين روز درس، سخنرانى مهمّى ايراد فرمودند که سوابق کثيف صدام و حزب بعث و اهداف آنها را بيشتر روشن نمود و همان زمان از صداى جمهورى اسلامى پخش گرديد و تأثير بسزايى هم بر جاى گذاشت.
 ج) خضوع و خشوع در عبادت

معظم له در نماز و ساير عبادات، خضوعى خاص دارند همانطور که در هنام ذکر مصائب اهل بيت (عليهم السلام) مخصوصاً حضرت سيد الشهداء (عليه السلام) نيز حال خوشى دارند و باران اشک از ديده هايشان روان است. بسيار رقيق القلب و سريع البکاء مىباشند. در تمام ايام سوگوارى و پنجشنبه هر هفته در منزل، اقامه عزا مىنمايند که اين مجالس از معنويت خاصى برخوردار است.

 د) علاقه و اشتياق شديد به تحقيق و تدريس

يکى از ويژگيها و امتيازات ايشان که مىتوان گفت کم نظير است، جديت و تلاش بىوقفه اى است که همگان را به تعجب وا مىدارد. اين خصيصه از بدو تحصيل و ساليانى دراز قبل، در ايشان به چشم مىخورده است. اهل منزل بارها در دوران تحصيل و تدريس اشان، مشاهده کرده اند که استاد شبانگاه به مطالعه پرداخته اند و با صداى مؤذن که اذان صبح را مىگفته است سر از کتاب و قلم برداشته اند.
هم دوره ايهاى معظم له مىگويند: "همواره استاد در حال مطالعه بودند و هيچگاه در جلسات و مهمانيها شرکت نمىکردند بلکه وقتشان منحصراً صرف امور علمى مىگشت، چه در نجف و چه قبل از آن که در قم و در حجره بودند." خود ايشان گاهى مىفرمودند:
"من چهل سال است که معناى تعطيلى را نفهميده ام."
اين مرجع عاليقدر در اين سن، حاضر نيستند که لحظه اى را هدر دهند و تمام ساعات عمرشان وقف تلاش علمى است و اين سيره ى تمام مدت حياتشان مىباشد. همانگونه که در نجف اشرف از رفتن به هر گونه مجلس و برنامه اى خوددارى مىورزيدند و حتى بعد از درس چهارشنبه، گاهى تا شنبه از منزل بيرون نمىآمدند و مشغول نوشتن و تحقيق بودند. اکنون نيز با همان روحيه سرشار، به فضل الهى و توجهات امام عصر (عج) مشغول امور علمى هستند و تا چندى پيش علاوه بر دو درس خارج فقه و اصول که عمومى مىباشد درس خارج فقهى نيز در منزل داشتند که فضلاء را از محضرشان بهره مند مىنمودند اين درس در گذشته حتى روزهاى تعطيل و جمعه ها و ايام وفيات و تابستان برگزار مىشد افزون بر اين، ساعاتى را نيز به پاسخ استفتائات مىپردازند و وقت ديگرى را براى بحث و پاسخگوئى طلاب اختصاص داده اند و بقيه اوقات را به تحقيق و تأليف مباحث علمى رجال و فقه و اصول مىگذرانند. و در حقيقت تمام شبانه روز (به استثناى ساعاتى اندک و کوتاه) در خدمت اسلام و مسلمين مىباشند و ساعات استراحت و خواب بسيار کمى دارند و از غالب مواهب چشم پوشيده اند تا حداکثر بهره را از عمر شريفشان داشته باشند.

هـ) نظم

يکى از خصوصيات و اوصاف سازنده اى که در موفقيت استاد عزيز (حفظه الله) نقش اساسى داشته است، نظم و برنامه ريزى دقيق ايشان است که در طول عمر پر برکت وى همواره مورد عمل بوده است به طورى که تمام کارهايشان داراى وقت مخصوص و معين است و هيچگاه مشاهده نشده است که وقت خود را صرف امور خارج از برنامه ى علمى و درسى نمايند و از اين طريق، کمال استفاده را از اوقات خود مىنمايند.

 

صفحه اصلي / صفحه قبل  / تماس با ما