|
روش وى در بحث و
تدريس
روش حـضرت آيت اللّه العظمى سيستانى (دام ظله
) از ديگر روشهاى اساتيد حوزه و ارباب بحث خارج
تفاوت دارد. براى مثال , روش وى در بحث علم اصول به
ويژگيهاى زير معروف است :
الف ـ ذکر تاريخ بحث و شناخت اصول و پايه هاى
آن که شايد يک مسئله فلسفى , مانند: سهولت و آسـانى
((مشتق )) وترکيبات آن باشد, يا عقيدتى ـ سياسى ,
مانند: بحث تعادل و تراجيح , که او در آن گفته است :
قضيه اختلاف احاديث نتيجه مبارزات و کشمکشهاى فکرى و
عقيدتى آن زمان و نيز شرايط سياسى زمان امامان
(عليهم السلام) بود. و اندک اطلاعى از تاريخ اين بحث
ما را به گوشه و کنار آن مسئله و حقيقت افکار و آرا
که در اين باره مطرح است , مى
رساند.
ب ـ پيوند ميان فکر حوزوى و فرهنگهاى معاصر,
ضمن بحث از معنى الفاظ. مؤلف کتاب ((الکفایة ))
عقيده خود درباره معانى الفاظ را بر اساس نظريه
فلسفى معاصر, که بنام ((نظريه تکثّر ادراکى )) در
فعاليت ذهن بشرى و خلاقيت آن است , ساخته است . بـه
ايـن مـعـنـى کـه ذهـن ممکن است يک مطلب را با دو
شکل مختلف تصور کند: که يکى را با استقلال و دقت و
وضوح , که به او ((اسم )) گفته مى شود. و ديگرى با
انقباض يا گرفتگى , که آن ((حرف )) ناميده مى شود. و
وقـتى که وارد بحث ((مشتق )) مى شود, ايشان از زمان
, با بينش فلسفى جديد که در غرب رايج است , و اينکه
بايد زمان را از مکان به لحاظ تعاقب نور و ظلمت جدا
کرد, سخن مى گويد. و ضـمن بحث درباره ((صيغه امر)) و
بحث از ((تجرى )), نظريه برخى از علماى جامعه شناسى
را مـطـرح مـى کـنـند که بر اين عقيده اند که سئوال
ناشى از تداخل صفت درخواست کننده بايد از حقيقت
درخواست او تفکيک شود. مـلاک اسـتـحـقـاق عقوبت و
جزا ياغى شدن عبد بر عليه مولاى خود است , و اين
حالت مبنى بر تقسيمات و طبقه بندى جوامع قديم بشرى
است که سروران , غلامان , برتر, بدتر, و...داشته است
. در واقـع , ايـن نظريه از بقاياى فرهنگهاى ديرين ,
که با زبان رده بندى نه زبان قانونى که مبنى بر
مصالح انسانى عام است تکلم مى کردند.
ج ـ اهتمام نسبت به اصولى که با فقه ارتباط
دارد, لذا, يک طلبه مى تواند اغراق و تفصيل علما را
در بـحـثـهـاى فقهى که هيچ ثمره علمى يا فايده فکرى
ندارند, ملاحظه کند, مانند بحثهايى که درباره ((وضع
)) مى کنند, و اينکه آيا ((وضع )) يک امر اعتبارى يا
تکوينى , يا امرى است که متعلق بـه تـعـهـد يـا
تخصيص است , يا بحثهايى که در بيان موضوع ((علم )) و
برخى از عوارض ذاتى درتعريف موضوع ((علم )) و مانند
آن مى کنند. امـا آنـچـه کـه در دروس حضرت آيت اللّه
العظمى سيستانى (دام ظله ) مشاهده مى شود, کوشش
فراوان و بذل نهايت زحمت براى به دست آوردن مبناى
علمى محکم و استوار در بحثهاى اصولى در رابطه با
روشهاى استنباط, نظير مباحث اصول عملى , تعادل و
تراجيح , و عام و خاص , مى باشد.
د ـ نوآورى : بسيارى از اساتيد ماهر حوزه ,
روح يا فن نوآورى و تجديد را دارا نيستند, و هميشه
سـعـى ايـشان بر اين بوده که تعليقى يا حاشيه اى بر
اين کتاب يا آن رساله بنگارند, بدون اينکه به جوهر
بحث بپردازند, لذا مى بينيم که اين نمونه از اساتيد
فقط آراى موجود را بحث نموده و از بين آنـها يکى را
انتخاب مى کنند, و خود را با عباراتى مانند ((فتامل
)) يا ((فافهم )), يا ((در اين اشکال دو اشکال وجود
دارد)) و ((بايد در اين دو اشکال تامل بخرج داد)),
و... مشغول مى کنند.
هــ ـ نـکـاح اهل شرک جايز است : حضرت آيت
اللّه العظمى سيستانى (دام ظله ) اين قاعده را که
((تـزاحـم )) نـام دارد, و فـقـهـا و اصوليين آن را
به عنوان يک قاعده عقلى يا عقلائى صرف , مطرح مـى
کـنـند, ضمن قاعده ((اضطرار)), که يک قاعده شرعى و
نصوص فراوانى درباره اش ذکر شده , مثل ((هر چيزى را
که خداوند حرام کرده است براى مضطر حلال کرده است)),
مى دانند. پس , در واقع , قاعده ((اضطرار)) همان
قاعده ((تزاحم )) است . و يـا ايـنـکه فقها و
اصوليين قاعده اى را بيهوده طول مى دهند, مانند آنچه
در قاعده ((لا تعاد)) مشاهده مى کنيم . که فقها آن
را, به دليل وجود نص مخصوص نماز مى دانند. در
صـورتـى کـه آيت اللّه العظمى سيستانى (دام ظله )
روايت ((لا تعاد الصلاة الا من خمسة )) را مصداق
کبراى ديگرى که شامل نماز و واجبات گوناگون مى باشد,
مى شناسند. ايـن کـبرى در آخر متن روايت موجود است
که عبارت است از ((و لا تنقض السنة الفريضة )), پس
آنـچـه کـه مسلم است در نماز و غيره ترجيح فريضة بر
سنت است , مانند ترجيح وقت و قبله , زيرا وقت و قبله
از فرايض هستند نه سنت .
و ـ ديدگاه اجتماعى : بعضى از فقها متون را
تحت اللفظى ترجمه و معنى مى کنند. به عبارت ديگر,
خودشان را مقيد به حروف متن مى سازند بدون اينکه
فراتر از آن بروند و به معانى وسيع آن متن،
بپردازند. بـعـضـى ديـگـر از فـقـهـا شرايطى که متن
در آن گفته شده است را مورد بحث و بررسى قرار مى
دهند تا با حوادثى که بر دلالت آن متن تاثير مستقيم
مى گذارند, آشنا شوند. بـه طـور مـثال , اگر به حديث
پيغمبر گرامى , که در آن خوردن گوشت خر اهلى را (در
جنگ خيبر) حرام کردند بنگريم , مى بينيم که بعضى از
فقها به يکايک حروف اين حديث عمل مى کنند, بـه ايـن
معنى که گوشت خر اهلى را, طبق اين حديث , حرام مى
دانند, در صورتى که که اگر به شـرايط خاصى که اين
حديث در آن گفته شده است توجه کافى مبذول شود , به
منظور اصلى و هدف اساسى که پيغمبر گرامى مى خواستند
آن را در اين حديث پياده کنند پى خواهيم برد, و آن
اين است که جنگ با يهودان خيبر نياز مبرم به سلاح و
تجهيزات داشت , و سلاح و تجهيزات , در آن زمان آن هم
با آن شرايط سخت که مسلمانها در آن بسر مى بردند, به
غير از چهارپايان قابل حمل و نقل نبود. پـس , بـه
ايـن نتيجه مى رسيم که مراد از اين حديث نهى حکومتى
بوده يعنى براى يک مصلحت خـارجـى کـه شـرايـط آن
روزها اقتضا مى کرد, چنين دستورى صادر شده است و
نبايد به عنوان تشريع يا حرمت و يا کراهت تلقى
شود.
ز ـ داشـتن علم و درايت در استنباط: آيت
اللّه العظمى سيستانى (دام ظله ) بر اين عقيده هستند
کـه يک فقيه بايد از زبان و دستور عرب اطلاع کامل
داشته باشد, و با نثر, اشعار و مجازهاى عربى آشنا
باشد تا بتواند متون را بر طبق موضوع , نه ذات , درک
و طبقه بندى کند. و نـيـز بـايد بر احاديث اهل بيت
(عليهم السلام ) و راويان آن , احاطه کامل داشته
باشد زيرا معرفت علم رجال براى هر مجتهد واجب و
ضرورى است . هـمچنين , حضرت آيت اللّه العظمى
سيستانى (دام ظله ) آراى منحصر به فردى دارند که با
آنچه مشهور و معروف است , تفاوت دارد. مـثـلا,
ايـشان در مساله عدم اعتماد به توهين (ابن غضائرى )
نسبت به ديگران , يا به خاطر توهين بيش از حد, و يا
به خاطر عدم ثبوت نسبت کتاب به او, راى مغايرى
دارند, و آن اين است که , کتاب مزبور تحقيقا به او
برمى گردد, و غضائرى بيش از نجاشى , شيخ , و غيره،
مورد اعتماد مى باشد. ايشان بر اين عقيده اند که
براى تعيين شخصيت راوى و تاييد کردن او تا اينکه
بتوان يک حديث را, حـديـث مسند يا مرسل ناميد, بايد
به روش طبقات اعتماد کرد, و اين همان روش مرحوم آيت
اللّه بروجردى (قدس سره) بود. آيت اللّه العظمى
سيستانى (دام ظله ) باور دارند که فقيه بايد از کتب
حديث و اختلاف نسخه ها با يـکـديگر, و درک موقعيت و
حال و احوال مؤلف , از لحاظ ضبط و صحت , و نيز روش
تاليف که اين مؤلف يا آن راوى بکار برده , اطلاع
کافى داشته باشد. مـثـلا, حضرت آيت اللّه العظمى
سيستانى (دام ظله ) اين امر را که , صدوق در نقل
اخبار, روايات و احـاديـث دقـيـقـتـر از ديـگران مى
باشد قبول ندارد, بلکه شيخ را, طبق کتب موجود و بر
اساس قرينه ها, ناقلى امين و قابل اعتماد مى داند. و
حـال آنـکـه حـضـرت آيت اللّه العظمى سيستانى (دام
ظله ) و شهيد صدر در اين باره کوشش و فعاليت بسيارى
از خود نشان داده اند, و همواره نوآورى و تجديد را
پيشه مى گيرند. و وقـتـى که آيت اللّه العظمى
سيستانى (دام ظله ) وارد بحث ((تعادل )) و ((تراجيح
)) مى شوند به اين نتيجه مى رسند که راز اين بحث ,
در علت اختلاف احاديث نهفته است . پـس , اگـر مـا به
علل اختلاف متون شرعى بپردازيم , آن مشکل بزرگ و به
ظاهر حل نشدنى حل خواهد شد. و خواهيم ديد که , از
روايات ((ترجيح )) و ((تغيير)) که صاحب ((کفايه ))
آنها را بر استحباب حمل کرده است , بى نيازيم .
شـهيد صدر همين
بحث را بررسى کرده است , لکن بر اساس عقل صرف
, نه بر اساس ذکر شواهد تاريخى و حديثى , و ارائه
قواعد مهم براى حل اختلاف .
ح ـ مقايسه ميان مکتبهاى گوناگون : همه مى
دانيم که بيشتر اساتيد بحثها را از ديد يک مکتب يا
عقيده بررسى و مطالعه مى کنند, ولى حضرت آيت اللّه
العظمى سيستانى (دام ظله ) از اين قبيل نيستند. وى
مـثـلا, مـيـان حـوزه مشهد, قم و نجف اشرف مقايسه مى
کند, و آراى ميرزا مهدى اصفهانى (قدس سره ) که يکى
از علماى معروف مشهد بشمار مى رود, آراى آيت اللّه
بروجردى (قدس سره ) که سمبل تفکر حوزه علميه قم مى
باشد, و نيز آراى سه محقق معروف , آراى آيت اللّه
خوئى (قدس سـره ) و شيخ حسين حلى (قدس سره ), به
عنوان نمايندگان حوزه علميه نجف اشرف را, همه با هم
مطرح مى کند. در حقيقت , اين نوع روش , زوايا و گوشه
هاى بحث را به نحو احسن به ما نشان مى دهد. و اما
روش فقهى آن بزرگوار, در واقع چند ويژگى دارد, از
جمله :
1 ـ مـقـايـسـه ميان فقه شيعه و فقه ديگر
مذاهب اسلامى , زيرا, بدون ترديد, آگاه شدن از تفکر
فـقهى اهل تسنن در عصر به وجود آمدن متن , مثل
((موطا مالک )) و ((خراج ابويوسف )) و امثال آنـهـا,
ايـن امکان را به ما مى دهد تا از مقاصد ائمه (عليهم
السلام ) و نظر ايشان هنگام گفتن اين حديث يا آن سخن
, مطلع شويم .
2 ـ بکارگيرى علم حقوق معاصر در بعضى از
موارد فقهى , مانند مطالعه قانون دولت عراق , مصر و
فرانسه , هنگام بررسى ((کتاب بيع و خيارات )), چرا
که شناختن اساليب قانونى معاصر به انسان تـجـربـيـات
زيـادى مـى بخشد, که بتواند در تحليل قواعد فقهى و
توسعه دادن به طرز تفکر او و موجبات تطبيق آن همه
نکات مهم , فعال باشد.
3 ـ بـيـشـتر علماى ما هيچ تغييرى روى قواعد
فقهى که از علماى گذشته به آنها رسيده انجام نـمـى
دهـنـد, در حـاليکه مى بينيم آيت اللّه العظمى
سيستانى (دام ظله ) سعى بر اين دارد که به بعضى از
قواعد فقهى تنوع بخشد. مثلا درباره قاعده ((الزام
)), که بعضى از فقها آن را به عنوان قاعده ((مصلحت
)) مى شناسند که بر اسـاس آن مـسلمانها, حق دارند
براى بدست آوردن منافع شخصى خود, گاهى از قوانين
مذاهب ديـگـر اسلامى , ولو اينکه اين قوانين با مذهب
اصلى خود آنها سازگار نيست , تبعيت مى کنند, در
صـورتـى کـه حضرت آيت اللّه العظمى سيستانى (دام ظله
) اين وضع را قبول ندارند, و احترام هر مذهب و
قوانين آن مذهب و مذاهب ديگر را, واجبتر و مقدمتر مى
دانند, همانند قاعده ((لکل قوم نکاح )) يعنى (هر ملت
, نکاح و رسم ازدواج مخصوص به خود را دارد).
خصوصيات و ويژگيهاى شخصيت آيت
اللّه سيستانى (دام ظله )
هر کس که از نزديک با حضرت آيت اللّه سيستانى
(دام ظله ) معاشرت و رفت و آمد کند, بزودى به شخصيت
ممتاز و روحيه ايده آل او پى خواهد برد. ايـن شخصيت
و روحيه که آيت اللّه العظمى سيستانى (دام ظله )
دارا هستند, وى را به يک الگوى برجسته و عالم ربانى
مبدل کرده است . بـارى , بـه بـعـضـى از فـضـايـل و
مـکارم اخلاقى آن بزرگوار, که بنده از نزديک شاهد آن
بودم , مى پردازيم :
الـف ـ انـصاف و احترام به راى ديگران : چون
ايشان عاشق علم هستند, و ارادت خاصى نسبت به معرفت و
رسيدن به حقايق دارند. همواره به راى ديگران احترام
مى گذارند, هميشه کتاب به دست هستند, و هرگز خواندن
, تتبع , بحث و آگاه شدن از آراى ديگر علما را
فراموش نکردند. لـذا گـاهى اوقات , ايشان بحثهاى
برخى از علما, که شايد هم به آن صورت معروف نباشند,
مورد مطالعه و بررسى قرار مى دهد. و ايـن خـودش
نـشانگر اين است که , حضرت آيت اللّه العظمى سيستانى
(دام ظله ) توجه خاصى و احترام فوق العاده اى نسبت
به راى ديگران دارد.
ب ـ ادب و نـزاکـت در مـحاوره ها: همينطور که
همه مى دانند, جلسات بحث و محاوره که بين طـلـبـه
هـا يا ميان يک طلبه و استادش , بخصوص در حوزه علميه
نجف اشرف , انجام مى گيرد, بسيار خشن و تند مى
باشند. البته , در بعضى مواقع , اين نوع روش براى
طلبه ها مفيد است , ولى در عين حال , هميشه خشونت و
تندى , روش صحيحى براى بحث و گفتگو نيست , و هرگز به
هدف علمى مطلوب نمى رساند, و به غير از تلف کردن وقت
, و دور ساختن طلبه ها از روح مذاکره , چيز ديگرى
دربرندارد. از جـهـت ديـگـر, هـمـيشه درسها و
بحثهايى که حضرت آيت اللّه العظمى سيستانى (دام ظله
) با شـاگـردانشان بر پا مى کنند, بر اساس ادب و
احترام دوجانبه ميان شاگرد و استاد بوده و هست ,
گرچه حتى بسيارى از موضوعات يا بحثهايى که جلوى
ايشان مطرح مى شوند, ضعيف و بى پايه اند. يـکـى ديگر
از خصوصيات حضرت آيت اللّه العظمى سيستانى (دام ظله
) اين است که سعى دارند جوابى را که به شاگردانشان
مى دهند تکرار کنند, تا آنها مساله مطرح شده را درک
کنند. امـا, اگـر سـئوال کننده روى نظر خود اصرار
کند, حضرت آيت اللّه العظمى سيستانى (دام ظله ) سکوت
را ترجيح مى دهند.
ج ـ تـربيت : تدريس يک وسيله اى براى کسب پول
در مقابل آن , يا يک وظيفه رسمى که استاد را وادار
به انجام آن کند, نيست . بلکه سعى يک استاد خوب ,
مهربان و دلسوز, بايد بر اين باشد که شاگردانش را
تربيت کند, و آنان را به مقام علمى والا و پيشرفت
دائم برساند. لذا, محبت لازمه اين کار مى باشد.
گذشته از اينکه , همواره و در همه جا آدم بى خيال و
وظيفه نشناس موجود است , ولى در کنار آن , اساتيدى
هستند مخلص , دلسوز, رئوف و فهميده , که هدف اصلى
ايشان اداى رسالت تعليم و تعلم به نحو احسن است .
شايان ذکر است که آيت اللّه حکيم (قدس سره ) و آيت
اللّه خوئى (قدس سره ) هميشه سمبل اخلاق حـسـنـه
بـودنـد, و آنـچـه که از آيت اللّه سيستانى (دام ظله
) ديدم و شاهد آن بودم , همان اخلاق اساتيدشان بوده
است . وى همواره از شاگردانشان تقاضا مى کنند که بعد
از پايان درس , از ايشان سئوال کنند. حـضـرت آيت
اللّه العظمى سيستانى (دام ظله ) هميشه به شاگردان
خود توصيه مى کنند که به اساتيد و علما اعلام احترام
بگذارند, و هنگام سئوال يا بحث هر موضوع با آنان ,
نهايت ادب را رعايت کنند. وى مدام از اساتيد خود, و
روحيه عالى ايشان اخبار و قصه هاى فراوانى نقل مى
کند.
د ـ پارسائى و تقوا: بعضى از علماى نجف اشرف
خود را از دعوا و مرافعه دور مى کنند, اما عده اى آن
را گريز و فرار از واقعيت , يا هراس و ضعف در بيان
مى دانند. ولى اگر به اين مساله , از زاويه ديگرى
بنگريم , خواهيم ديد که در واقع , اين يک امر مثبت
است , بلکه در خيلى از جاها, مهم و ضرورى است . حـال
, اگر همان علما احساس کنند که امت اسلامى يا حوزه ,
به علت رويداد مهيج و يا ابهامى در بـعضى از مفاهيم
اسلامى در معرض خطر قرار گرفته است , بدون ترديد, در
صحنه خواهند بود, چرا که آنان خوب مى دانند که هر
عالم بايد, در مواقف سخت و حساس , علم خود را اظهار
کند. نـکته مهمى که نبايد اينجا از ياد برد اين است
که , هميشه آيت اللّه سيستانى (دام ظله ) در مواقع
فـتـنـه و آشـوب سکوت را رعايت مى کردند, همانطورى
که بعد از درگذشت آيت اللّه بروجردى (قـدس سـره ) و
آيـت اللّه حـکـيـم (قدس سره ), و بروز تعصبات شخصى
و رقابت براى رسيدن به مـنـصـب و کرسى , حضرت آيت
اللّه سيستانى (دام ظله ) همان سياست ثابت خود را
دنبال کرد, و هيچگاه هدف خود را, رسيدن به لذتهاى
دنيوى , سلطه جوئى , يا مقام قرار
نداد.
هــ ـ آثـار فـکـرى : حـضـرت آيت اللّه
سيستانى (دام ظله ) تنها يک فقيه نيستند, بلکه ايشان
يک شخصيت متبحر, دانا و داراى يک بينش بالنده در
حوزه اقتصادى و سياسى است . وى نـظرات ارزشمندى
درباره اداره و جامعه شناسى دارد, و همواره از اوضاع
معاصر که بر جامعه اسلامى حاکم است , مطلع و آگاه
بوده است .
قابل ذکر است که معظم له در عيادتى که از
استادشان مرحوم آيت الله سيد ابوالقاسم خوئى (قدس
سره) در 29 ربيع الثانى 1409 هـ داشته اند استادشان
از ايشان خواستند که به جاى ايشان در مسجد خضراء
امامت نماز جماعت را به عهده بگيرند که ايشان در بدو
امر اين موضوع را قبول ننمودند و ليکن آن مرحوم
اصرار زيادى نموده و فرمودند: (اگر مىتوانستم
همچنانکه مرحوم حاج آقا حسين قمى (قدس سره) حکم
مىکرد شما را مجبور به قبول مىنمودم) اما معظم له
چند روز مهلت خواستند و پس از آن در 5 جمادى الاول
1409 هـ امامت نماز را تقبل نموده و اين کار تا
آخرين جمعه ماه ذى الحجه سال 1414 هـ که مسجد خضراء
بسته شد، ادامه داشت.
معظم له جهت اداء فريضه حج در سال 1384 هـ و
دو بار متوالى در سالهاى 1405 هـ و 1406 به بيت الله
الحرام مشرف شده اند.
مرجعيت
بـعضى از اساتيد حوزه علميه نجف اشرف نقل
کردند, که عده اى از فضلا و علما از آيت اللّه خوئى
(قـدس سـره ), بـعـد از فوت آيت اللّه سيد نصراللّه
مستنبط (قدس سره), خواستند که شرايطى را براى انتخاب
جانشينى که داراى صلاحيت مرجعيت در حوزه علميه نجف
اشرف , فراهم کند. وى آيـت اللّه سـيـستانى (دام ظله
) را, براى علمشان , پاکى مسلکشان و نيز خط مشى
استوارشان انتخاب کردند. ابـتـدا, نماز را در محراب
آيت اللّه خوئى (قدس سره ) بر پا کردند, سپس شروع به
بحث و نگاشتن تعليقات بر رساله آيت اللّه خوئى (قدس
سره ) و مسلک ايشان پرداختند. بـعـد از رحـلـت آيـت
اللّه خـوئى (قـدس سـره ), حـضـرت آيـت اللّه
سيستانى (دام ظله ) يکى از تشييع کنندگان جنازه آن
مرحوم بودند, و نماز ميت را بر او گذاردند. پـس از
آن , زمـام مرجعيت حوزه علميه را بدست گرفتند, و
شروع به فرستادن اجازات , تقسيم و پخش حقوق , و
تدريس از روى منبر آيت اللّه خوئى (قدس سره ) در
مسجد (خضرا) نمودند. و به اين صورت , آيت اللّه
سيستانى (دام ظله ) شهرت زيادى در عراق , کشورهاى
خليج فارس , هند, آفريقا و... مخصوصا در ميان قشر
جوانان پيدا کردند. حضرت آيت اللّه سيستانى (دام ظله
) يکى از علماى سرشناس و برجسته اند که مشهور به
اعلميت هـسـتـنـد, و جـمـع کثيرى از اهل علم و
اساتيد حوزه علميه قم و نجف اشرف بر اعلميت ايشان
گواهى مى دهند. از خداوند متعال مسئلت داريم که
مسلمين را از سايه مبارک ايشان محروم
نسازد.
مراکز و موسسات وابسته
|
1 |
مرکز
الرساله |
|
2 |
مرکز پژوهشهاى
عقائدى |
|
3 |
مرکز تحقيقات اسلامى
المصطفى (صلى الله عليه وآله
) |
|
4 |
مرکز احياى ميراث
اسلامى |
|
5 |
مؤسسه امام على (عليه
السلام ) |
|
6 |
مؤسسه امام على (عليه
السلام ) ـ لندن |
|
7 |
مؤسسه امام على (عليه
السلام ) ـ بيروت |
|
8 |
کتابخانه تخصصى تفسير
وعلوم قرآنى |
|
9 |
کتابخانه تخصصى علوم
حديث |
|
10 |
کتابخانه تخصصى فقه و
اصول |
|
11 |
کتابخانه تخصصى فلسفه
وکلام |
|
12 |
کتابخانه تخصصى
ادبيات |
|
13 |
کتابخانه تخصصى تاريخ
|
|
14 |
کتابخانه محقّق طباطبائى
( قدس سره ) |
|
15 |
مرکز فرهنگى الزهرا
(عليها السلام ) |
|
16 |
مرکز پژوهشهاى فلکى -
نجومى |
|
17 |
مرکز پژوهشهاى طب اسلامى
امام صادق (عليه السلام) |
|
18 |
مرکز تأليف ونشر کتابهاى
درسى و حوزوى |
|
19 |
مرکز فرهنگى بيت آیة
الله العظمى شيخ عبدالکريم حائرى (قدس
سره) |
|
20 |
مرکز اطلاع رسانى سراسرى
اسلامى
(پارسا) |
|
21 |
مرکز جهانى اطلاع رسانى
آل البيت ـ دفتر مرکزى |
|
22 |
مرکز جهانى اطلاع رسانى
آل البيت - نجف اشرف |
|
23 |
مرکز جهانى اطلاع رسانى
آل البيت - شبکه يازهرا (عليها السلام
) |
|
24 |
مرکز جهانى اطلاع رسانى
آل البيت - شبکه امام باقر (عليه السلام
) |
|
25 |
مرکز جهانى اطلاع رسانى
آل البيت - شبکه امام صادق (عليه السلام
) |
|
26 |
مرکز جهانى اطلاع رسانى
آل البيت - شبکه امام کاظم (عليه السلام
) |
|
27 |
مرکز جهانى اطلاع رسانى
آل البيت - شبکه امام رضا (عليه السلام
) |
|
28 |
مرکز نرم افزارى امام
رضا (عليه السلام) - لندن |
|
29 |
مرکز جهانى اطلاع رسانى
آل البيت - شبکه امام جواد (عليه السلام
) |
|
30 |
مرکز جهانى اطلاع رسانى
آل البيت - شبکه امام هادى (عليه السلام
) |
|
31 |
مرکز جهانى اطلاع رسانى
آل البيت - شبکه امام مهدى (عج)
|
|
32 |
مرکز جهانى اطلاع رسانى
آل البيت - شبکه الصراط |
|
33 |
مرکز جهانى اطلاع رسانى
آل البيت - شبکه الهدى
| |