|
احراز مقام
مرجعيت
براى آنان که احياناً
با مسير دور و دشوار سفر از طلبگى تا مرجعيت آشنايى
زيادى ندارند بايد توضيح داده شود که پيمودن اين
وادى صعب و سخت يعنى سفر از سنگ به لعل يعنى گذر از
قطره به دريا يعنى عبور از حضيض بدايت به اوج نهايت،
يعنى رنجى عظيم را بر تن خويش هموار کردن، پس
مرجعیّت آخرين مرحله و بلندترين قلّه توفيقات حوزوى
است.
از
گروه انبوه پيمايندگان طريق تحقيق و طلب، که على
القاعده مى بايست از عهده گسستن هفتاد و هفت زنجير
دست و پاگير طلبگى به درآيند، عاقبت الامر با تمامى
جهد و جهادى که مصروف رسيدن مى نمايند، اين سيمرغ
بخت آحاد انگشت شمارى است که در برابر آينه قاف قرار
مى گيرد، و مرجعيت يعنى نيل به قلّه قاف پژوهش و
دانش.
با
چنين درآمدى اينک به نقل بيانيه جامعه روحانيت مى
پردازيم که در آن استاد آيت الله فاضل در شمار ديگر
اعاظم به عنوان مرجع اعلام و معرفى مى شوند و چون
متن بيانيه در واقع روشنگرى زواياى تاريک کار را نيز
متعهد شده است ضرورتى نخواهد داشت که چيزى بر آن همه
بيفزاييم:
تاريخ،
تمدن و تعالى را در عرصه زندگى امت اسلامى، مديون و
مرهون تلاش هاى والا و همت هاى بالاى مردانى مى داند
که از مسند «انديشه» و «بصيرت» ميراث فرهنگى و
معرفتى خوش را به عنوان دستمايه اى گرانبها گرامى
داشتند و علاوه بر پاسدارى و حفظ آن، به کارگيرى
توانايى ها و سرمايه گذارى هاى بسيار در تقويت و
توسعه ميراث معنوى خود، نقش مؤثرى را ايفاء کرد.
معماران
علوم الهى در هر دوره اى با نيازمندى هاى نو پيدا و
عرصه پرسش هاى نو آشنا، انديشه هاى خويش را در معرض
تضارب آراء قرار داده و عرصه فکر و فرهنگ معارف دينى
را بالنده تر ساخته و با ابتکار و ابداع، دايرة
المعارف هاى عظيمى را در رشته هاى مختلف تفسير،
کلام، فلسفه و فقه از خود به يادگار گذاشته و راه را
براى نسل هاى آينده هموار نموده اند.
تاريخ
جهاد و اجتهاد شيعى، نام مردانى را به ثبت رسانده که
پيامبروار زره زهد بر تن و خُودِ سرافرازى بر سر و
شمشير انديشه و منطق بر لب گرفته تا از آرمان هاى
والاى ولايت علوم، در ميدان جنگ انديشه ها پاسدارى
کنند. ما اين جهاد شکوهمند را در همه سنگرهاى علمى،
اعم از کلام و حکمت، رجال و درايت، تفسير و فقاهت
مشاهده مى کنيم، ولى اين جهاد در ميدان «فقه» و
«اصول» از شکوه و عظمت بيشترى برخوردار است، زيرا
اين نکته خود رمز و رازى دارد که توضيح مفصل آن در
اين مقال مجمل نگنجد و فقط به مقدار نياز، توضيحى
مختصر را ضرورى مى دانيم:
از
جمله مطالبى را که مى توان بيان داشت اين است که با
شروع دوران غيبت کبراى حضرت بقیة الله الاعظم، حجّة
بن الحسن المهدى عجل الله تعالى فرجه الشريف ارواحنا
فداه و عدم دسترسى عموم مردم به طور طبيعى به امام
معصوم(عليه السلام) مسئوليت احکام و مقررات الهى و
رهبرى و هدايت امت،، به فقهاى جامع الشرايط واگذار
گرديد و از آن تاريخ به بعد تلاش گسترده اى براى فهم
شريعت از منابع کتاب و سنت و اجماع و عقل آغاز شد.
با
شروع دوران غيبت کبرى، فقه در بستر زمان، در هر دوره
اى با مناسبات و روابط اجتماعى ويژه اى برخورد مى
کرد و براساس اينکه مناسباتى در روابط اجتماعى،
نيازمندى ها و مقررات خاصى را به وجود مى آورد، فقها
نيز در معرض پاسخگويى به نيازهاى جامعه و امت اسلامى
قرار گرفتند.
براساس
تکليفى که از ناحيه مقدسه، بر دوش فقها و علماى دين
گذاشته شده بود بايد از سرچشمه منابع اسلامى، با روش
ها و شيوه هاى استنباط، «حکم الله» را استخراج و
نيازمندى هاى فکرى و دينى جامعه اسلامى را تأمين
کنند، اين بود که فقيه در برخورد با «حوادث واقعه»
بايد در اقيانوس قرآن و سنت غوطهور گردد و با چراغ
پرفروغ عقل و بهره گيرى از «اجماع» و دريافت هاى
فقها، گوهر گرانبهاى حکم الله را بيرون آورد.
به
خاطر چنين شرايطى بوده است که افق فقاهت را خورشيد
انديشه مردانى منور کرده که آثار گران سنگ و جاودانه
شان چون «مبسوط»، «شرايع الاحکام»، «نهايه الاحکام»،
«جامع المقاصد»، «جواهر الکلام» و «مکاسب»، حوزه هاى
علميه را ذخيره اى گرانبها و انديشمندان را مشعلى
فرا راه است.
آن
شخصيتى که در چنين جايگاهى قرار مى گيرد، مرجع و
پاسخگوى نيازهاى فکرى و دينى امت اسلامى است و ما
آنان را به هدايت و معرفى معصومان سلام الله عليهم
اجمعين به عنوان «حصون الاسلام»، «ورثة الانبيا» و
«امناءالرسول» مى شناسيم، چرا که دژهاى دين و ديانت
را پاسدار و پيام آوران ذات احديت را ميراث دار و
رسولان را امانتدارند و لذا مرجعيت در طول دوران
غيبت هميشه محور هدايت بوده است و نيز سنگينى و
حساسيت موضوع وقتى مشخص مى شود که به سخن ارزشمند
فقيه فرزانه حضرت امام خمينى(قدس سره) مى انديشيم که
در معرفى و نقش زندگى ساز فقه مى فرمايد: «.. فقه،
تئورى اداره جامعه از گهواره تا گور است.»
علاوه
بر مطالب ياد شده، نقش سازنده و احياگر مرجعيت در
برخورد با جريان هاى سياسى و ستمگران حاکم، مبارزه
با کجروى ها و بدعت ها، مقابله با دسيسه بازان و
استعمارگران در دوران حساس تاريخ، از هر جهت قابل
تحليل و توجه است، بويژه در دوران ما که همگى شاهد
عظمت و قدرت مرجعيت شيعه در به وجود آوردن انقلاب
عظيم اسلامى ايران بوده ايم. انقلابى که با هدايت و
رهبرى مرجعى بزرگ و فقيهى فرزانه به وجود آمد و
توانايى فقه و فقاهت را در ابعاد مختلف به نمايش
گذاشت و نظام مقدس اسلامى، يعنى نظام ولايت و امامت
را طراحى و پياده کرد.
امروز
نظام اسلامى با مايه هاى بالاى انسانى و الهى خود
علاوه بر اين که در نظام سياسى بين المللى، جايگاه
بلندى را کسب کرده، تکيه گاه و مايه اميدى براى همه
مضطربان و آزادى خواهان گرديده است و بدون جهت نيست
که اين روزها بوق هاىتبليغاتى مستکبران جهانى به
تجزيه و تحليل مرجعيت پرداخته و در قالب دايگانى
مهربان تر از مادر براى جهان تشيع دل مى سوزانند و
مرجع تقليد معرفى مى کنند.
در
چنين شرايطى حساس که دشمنان سوگند خورده و سياه دل
ما و در پيشاپيش آنان آمريکاى جهانخوار با همه
دنيايشان برابر دين و انقلاب اسلامى ما ايستاده اند
تا دستاوردهاى مرجعيت و امامت شيعى را به آتش خشم
خويش بسوزانند، ما بايد با تمام توانايى هاى دينى و
انقلابى خويش، رو به روى آنان بايستيم تا در نهايت
اين انقلاب را به صاحب اصلى اش حضرت مهدى(عليه
السلام)تحويل دهيم.
شوراى
مرکزى جامعه روحانيت مبارز تهران، با توجه به ريشه
هاى تاريخى و اعتقادات عميق مردمى و نقش سازنده و
بنيادين مرجعيت، به دنبال وخامت وضع جسمانى مرجع
عاليقدر جهان تشيع، شيخ الفقهاء و المجتهدين حضرت
آيت الله العظمى اراکى رضوان الله تعالى عليه، جلسات
متعددى را تشکيل داده و نيز در نشست چند ساعته خود
پس از رحلت آن بزرگوار، موضوع مرجعيت و تقليد را در
دستور کار خويش قرار داد و با بررسى همه جوانب و در
نظر گرفتن مصالح امت اسلامى و بررسى معيارها و ملاک
هاى شرعى بويژه اعتقاد به اصل ولايت فقيه و تأکيد بر
حفظ دستاوردهاى انقلاب و آرمان هاى متعالى امام
خمينى(قدس سره) و سپس تطبيق آن معيارها با مصاديق و
نمونه ها با عنايت خداوند متعال، به نقطه اى مشخص و
روشن براى اعلام مواضع دست يافت.
چنين
تلاشى بر مبناى چند مسئله مهم شکل گرفته است که به
طور مختصر به عرض امت اسلامى مى رسانيم:
دشمنان
انقلاب اسلامى براى درهم شکستن نظام ولايت فقيه،
چشمان پليد خود را به زمان ارتحال حضرت امام
خمينى(قدس سره)دوخته و تحليل شان بر اين پايه استوار
بود که با از ميان رفتن محوريت انقلاب، قدرت ميان
مراجع، تقسيم و سپس تضعيف خواهد شد، ولى اين اميد
شيطانى آنان با حمايت جديد آيات عظام چون اراکى و
گلپايگانى از ولايت و امامت حضرت آيت الله خامنه اى
دامت برکاته به یأس مبدل شد. آنان از شيطنت دست
برنداشته و پس از رحلت اين دو مرجع بزرگوار، همچنان
راه گذشته را ادامه مى دهند تا از اين طريق بتوانند
به محوريت نظام که امامت ولايت فقيه باشد، لطمه وارد
آورند.
در
مراجعه ها و درخواست هاى مکرر مردم متدين بود که از
روحانيت مى خواستند تا با معرفى شخصيت هاى فقهى و
علمى که بتوانند مجارى امور و احکام خويش را به دست
با کفايت آنان بسپارند، آنها را در امر مهم تقليد
يارى کند.
وظيفه
اى که روحانيت در اين مواقع بر عهده دارد، موجب
گرديد تا همانند گذشته به نداى مردم شريف و معتقد
پاسخ مثبت داده و آنان را در اين مورد مدد کار
باشند، بدين نحو که فقهايى معرفى شوند تا «وقايع
سالفه» را تجربه اى براى «حوادث واقعه» قرار داده و
با در اختيار گرفتن مجارى امور و احکام مصداق بارز
«صائنالنفسه، حافظاً لدينه مخالفا على هواه و مطيعا
لامر مولاه» باشند.
با
توجه به مطالب ياد شده، جامعه روحانيت مبارز تهران
با احترام و اکرام نسبت به همه شخصيت هاى فقهى،
بويژه علما، مدرسين و استوانه هاى علمى حوزه عليمه
قم و همچنين با عرض تسليت به مناسب رحلت جانگداز
فقيه ربانى و عالم صمدانى حضرت آيت الله العظمى حاج
شيخ محمدعلى اراکى رضوان الله تعالى عليه و درخواست
علو درجات براى فقها و مراجع عالى قدرى که بار سنگين
مرجعيت را بر دوش جان کشيدند و پس از ايفاى مسئوليت
الهى خويش چشم از جهان فرو بستند، خصوصاً بنيانگذار
جمهورى اسلامى ايران، حضرت امام خمينى(قدس سره) و
طول عمر و سلامت براى رهبرى عظيم الشأن انقلاب
اسلامى که پرچم پرافتخار امامت و ولايت را با همه
توان بر افراشته، اسامى آيات عظام و فقهاى والا
مقامى که تقليد از آن بزرگواران جايز و عمل به فتواى
آنان صحيح و مبرءالذمه است اعلام مى دارد:
-
حضرت آيت الله حاج سيد على خامنه اى;
-
حضرت آيت الله حاج محمد فاضل لنکرانى;
-
حضرت آيت الله حاج ميرزا جواد آقا تبريزى.
گفتنى
است که هر سه نفر از اين آيات عظام، تقليد بر مجتهد
ميت را جايز مى دانند و همچنين افرادى که احياناً به
بخشى از فتاواى مرجع تقليدشان دسترسى نداشته باشند،
مى توانند طبق فتواى مجتهد ميت، مثلا مانند امام
خمينى(قدس سره)، عمل نموده و نگرانى براى عدم انتشار
رساله علميه نداشته باشند.
والسلام
على عبادالله الصالحين، جامعه مبارز تهران (10/9/73)
يادآورى
مى شود، اين بيانيه در بيشتر جرايد روز 12 آذر 73 و
همزمان در سراسر کشور انتشار يافته بود.
در
اين برهه از زمان، جامعه مدرسين حوزه علميه قم هم،
همگام با جامعه مبارز تهران بيانيه اى انتشار داده
اند که در آن هم استاد آيت الله فاضل يکى از مراجع
جامع الشرايط و از افراد جايز التقليد معرفى شده
است.
در
اين بيانه همان گونه که از متن آن پيداست استاد آيت
الله فاضل در رديف اولين فرد مجتهدين جامع الشرايط
شناخته شده است. اينک متن کامل آن را ذيلا مى آوريم:
بسم
الله الرحمن الرحيم
موضوع
مرجعيت از اعظم مسائلى است که نمى تواند از مصالح
مسلمين و استقلال و عظمت آنان جدا و منفک باشد و يا
بدون توجه به دسيسه ها و توطئه هاى کفر و استکبار بر
ضد اسلام مورد بررسى و امعان نظر قرار گيرد.
لذا
جامعه مدرسين حوزه علميه قم در جلسات متعدد اين
موضوع را مورد بحث و تبادل نظر قرار داد تا اينکه در
جلسه مورخ جمعه 11/9/73 به اين نتيجه رسيد که حضرات
آيات آقايانى که ذيلا نامشان ياد مى شود واجد شرايط
مرجعيت مى باشند و تقليد از هر کدام آنان جايز است.
(والله العالم)
حضرت
آيت الله حاج شيخ محمد فاضل لنکرانى
حضرت
آيت الله حاج شيخ محمد تقى بهجت
حضرت
آيت الله حاج سيد على خامنه اى (مقام معظم رهبرى)
حضرت
آيت الله حاج شيخ حسين وحيد خراسانى
حضرت
آيت الله حاج سيد موسى شبيرى زنجانى
حضرت
آيت الله حاج شيخ ناصر مکارم شيرازى (دامت
برکاتهم)
دفاع از حريم
امامت
اگر
اين است و جز اين نيست که وجود امام در مجموعه
آفرينش منبعث از عنايت الهى است و در پرتو مقام
امامت است که امت از زشتى ها و کردارهاى ناپسندى که
در شريعت نهى شده است، دورى مى گزينند و اگر اين است
و جز اين نيست که بقاى شريعت نبوى منوط به تأسيس
ارجمند امامت خواهد بود و در پرتو وجود امام است که
مشکلات و گره هاى ابهام در غوامض مسائل اسلامى گشوده
مى شود، نگهدارى شأن و شرف امامت امرى خواهد بود
مسلم و محترم. بر اين اساس وقتى در شوال 1418 دولت
سعودى به تخريب قبور ائمه بقيع اقدام کرد، حساسيت
جهان تشيع را عليه خويش برانگيخت.
لازم
به يادآورى است که گفته شود «جنّة البقيع»،
مشهورترين و قديمى ترين قبرستان اسلامى از زمان حضرت
رسول(صلى الله عليه وآله) تا عصر حاضر واقع در
انتهاى جنوب شرقى مدينه است که به فاصله کمى از
مسجدالنبى و بقعه مطهر حضرت پيغمبر در خارج از ديوار
قديمى مدينه که امروزه در وسط شهر قرار دارد. نخستين
صحابى رسول اکرم(صلى الله عليه وآله) از انصار که در
بقيع به خاک سپرده شد اسعدبن زراره خزرجى، قديم
الاسلام بود، بعد از دفن وى حضرت پيامبر(صلى الله
عليه وآله) دستور دادند که زمين آن وادى از خار و
بوته هاى هرز سترده شود و به مسلمانان ساکن مدينه
اختصاص يابد و عثمان بن مظعون برادر رضاعى پيامبر از
مهاجرين، اول کس بود که در بقيع دفن گرديد.
اضافه
مى شود که چهار تن از ائمه شيعه يعنى حضرت امام
حسن(عليه السلام) و امام زين العابدين(عليه السلام)
امام محمد باقر(عليه السلام) و امام جعفر صادق و نيز
عباس عموى پيغمبر به اضافه تمام زوجات حضرت رسول(صلى
الله عليه وآله) به استثناى حضرت خديجه در بقيع دفن
شده اند، به علاوه گفته مى شود که بالغ بر ده هزار
صحابى رسول الله(صلى الله عليه وآله) در همين
گورستان به خاک سپرده شده اند و وجود مبارک
پيغمبر(صلى الله عليه وآله)بارها و بارها براى تشييع
و نماز ميت و دفن جنازه هاى خويشان و صحابه به اين
قبرستان مى رفته اند. از اين رو است که بقيع همواره
طرف توجه و عنايت خاص اهل تشيع و ديگر مسلمانان بوده
است. با اين اوصاف خشم و خروش شيعيان در قضيه تخريب
جنة البقيع بجا و سزاوار و بحق خواهد بود.
حضرت
آيت الله فاضل در قضيه موصوف واکنش هاى عملى و سريعى
از خود نشان دادند که در زمان وقوع حادثه به اطلاع
مردم رسيد تا جايى که حتى يک سال پس از حادثه مولمه
تخريب، معظم له درباره تعطيل حوزه درس خود يک بار
ديگر افکار مسلمانان را متوجه شناعت و قباحت مسئله
نمودند.
خبر
تعطيلى درس ايشان در روزنامه جمهورى اسلامى و در
تاريخ پنجم بهمن 1377 اين گونه آورده شده بود:
«هشتم
شوال المکرم مصادف با تخريب قبور ائمه بقيع است.
کسانى که به حج و عمره مشرف شده اند مى دانند که
ائمه معصومين عليهم السلام نه تنها در زمان حياتشان
مورد ظلم و ستم بوده اند، بلکه قبورشان بعد از گذشتن
چهارده قرن از اسلام مورد اهانت است آن هم نه از طرف
غير مسلمين بلکه از طرف عده اى که متأسفانه در
برداشت از مسائل اسلامى گرفتار يک حالت تحجر و بى
سوادى هستند. برخى از اينها افکارى شبيه به خوارج
دارند که متأسفانه افکارى انحرافى است که اثرات آن
امروزه نيز در کشور افغانستان مشاهده مى شود که چه
فجايعى را به نام اسلام مرتکب مى شوند.
اين
جانب خيلى متأثرم که بعد از گذشت چهارده قرن از
اسلام، هنوز حقايق اسلام براى بسيارى روشن نشده و
برداشت هايى غير صحيح از آن مخصوصاً از اسلام متعلق
به ائمه طاهرين عليهم السلام دارند; دنيايى که اين
همه در عالم تحقيق پيشرفته چطور شده که عده اى
نتوانستند مذهب تشيع را که خوشبختانه جميع معارف و
مبانى احکام آن بر طبق منطق صحيح و استدلالى محکم
است، بشناسند.
من به
عنوان يک محقق دينى به علماى اهل سنت توصيه مى کنم
در اين شرايطى که زمينه اتحاد بين مسلمين بحمدالله
فراهم گرديده و خوشبختانه روز به روز اتحاد امت هاى
اسلامى
مستحکم تر مى گردد، نسبت به معارف بلند و عميق اين
مذهب بى توجه نباشند و خود را از علوم بيکران اهل
بيت محروم ننمايند.
چرا
يک عالم دينى به خود اجازه داد که در سال گذشته در
مسجدالنبى در کنار قبر مبارک پيامبر(صلى الله عليه
وآله)بزرگترين اهانت ها و افتراها را به آل او و اهل
بيت او وارد سازد؟ اين نيست جز عناد و لجاجت که
بزرگترين آفت تحقيق و به دست آوردن حقانيت است.
چرا
عده اى به خود اجازه دادند که در ده ها سال پيش، اين
گونه قبور ائمه طاهرين را در معرض تخريب قرار دهند و
متأسفانه آن هم به بهانه توحيد، آيا پيامبر اکرم(صلى
الله عليه وآله) بر طبق روايات متعددى که در کتب اهل
سنت هم آمده است به همين قبرستان بقيع جهت زيارت
مشرف نمى شدند؟ چرا هنوز نتوانسته اند حقيقت توحيد
را دريابند و بى جهت گروهى را که به برکت اهل بيت در
رأس موحدين قرار دارند از اين امر دور بدانند؟ من در
اين شرايطى که مسئولين محترم جمهورى اسلامى ايران با
مسئولين کشور عربستان سعودى در صدد ايجاد رابطه هاى
محکم و اساسى مى باشند، از مسئولين آن کشور مى خواهم
اين خطاى بزرگ تاريخى که هيچ گاه از از خاطره مسلمين
محو نمى شود را جبران نمايند و بدانند ايجاد بارگاه
و بقعه طريق ابتدايى براى پى بردن به عظمت صاحبان
اين قبور است و اين امر سبب توجه مردم به معارف و
دستورات آنان مى شود که همان دستورات پيامبر و
خداوند است.
اين
جانب به عنوان اعتراض به اين حادثه غم انگيز تاريخى
فردا; يعنى هشتم شوال (امروز) درس خود را تعطيل مى
نمايم تا انشاءالله در اثر اين عکس العمل ها هر چه
زودتر اين خسارت عظيم دينى را جبران
نمايند.
اعلام نظر در مورد ولايت فقيه
و حمايت همه جانبه از نظام
شايد
به اندازه اى که پس از حاکميت انقلاب اسلامى در مورد
«ولايت فقيه» بحث و اظهار نظر شده است، در خصوص هيچ
مسئله ديگرى سخن هايى اين گونه دامنه دار و پيگير
ايراد نشده باشد. از آنجا که ولايت فقيه در کانون
اصلى حاکميت شرعى قرار گرفته است حق نيز جز اين نيست
که بيشترين توجه را به خود معطوف داشته باشد، ليکن
در همان حال با عنايت به سوابق فقهى و اختلافى آن،
نظرهاى بسيارى را له و عليه اين تأسيس استوار فقهى
مى بينيم. در جمع بندى آرا و عقايد ابرازى آنچه
چشمگير و ممتاز جلوه مى کند ربط تمام عيار ولايت با
حکومت است، از اين طريق غالب کسانى که به هر دليلى
حاکميت شريعت اسلامى را خوش نمى دارند بى درنگ نگاه
خود را به «ولايت فقيه» متوجه مى سازند تا در سايه
روشن تشکيک و ترديد در اين مسئله در واقع تکليف خود
را با حاکميت دولت دينى نيز يکسره سازند.
بنابراين
و از اين نظرگاه مسئله با ژرفاى کارسازى قابل پيگيرى
است. حضرت آيت الله فاضل در سايه توجه به حساسيت
مقوله ولايت فقيه، به موضع امام راحل در مسئله و به
پيوستگى دين و سياست و به دفاع از حقانيت اسلام نيز
مى پردازند تا مسائل مرتبط به ولايت را يک جا پاسخ
داده باشند.
در
همين راستا و هنگامى که مسؤلان کنگره «امام و انديشه
حکومت اسلامى» با ايشان ملاقات مى نمايند بحثى داشته
اند که بخش هايى از آن را نقل مى کنيم:
«اين
جانب که بيش از ده سال در بحث هاى امام شرکت نموده
ام و در حدود بيست و شش سال است که مشغول نوشتن شرح
کتاب فقهى امام يعنى تحريرالوسيله مى باشم که بيست
جلد آن چاپ شده است و در اين رابطه مبانى امام را با
اکثر مبانى معاصرين يا متقدمين بر امام مقايسه نموده
ام، به طور حتم اذعان مى کنم که نتوانسته ايم ابعاد
علمى امام را دريابيم و کسانى که با ديد انصاف و دور
از تعصب به کتاب هاى علمى که به قلم امام و يا
شاگردان ايشان نوشته شده نگاه کنند به خوبى قدرت
فکرى و استعداد سرشار و استقامت در ذهن و عمق در
مبانى را در ايشان مى يابيم.
اين
جانب به فضلاى حوزه هاى علميه توصيه مى کنم از
مطالعه کتب علمى اين مرد غفلت نورزند و بايد گفت
چنانچه اشتغال امام به مسائل سياسى نبود، آثار
بيشترى از ايشان امروز باقى مانده بود.»
معظم
له در ادامه با اشاره به انديشه حکومت اسلامى و امام
فرمودند: «ابتکار مهم امام در مسئله ولايت فقيه
اثبات بداهت عقلى آن است. امام با جامع نگرى اسلام و
وجود دستورات و قوانين در همه ابعاد عبادى و اجتماعى
و سياسى و قضايى و محدود نبودن دين اسلام به عصر
زمان خاصى و با اين نکته که اسلام فقط در دايره
تبيين و تبليغ احکام خلاصه نمى شود بلکه بايد در
جامعه بين مردم اجرا شود به روشنى به اين نتيجه مى
رسند که همان طورى که وظيفه پيامبر اکرم(صلى الله
عليه وآله) و ائمه معصومين(عليهم السلام) اجراى
احکام دين بوده است، وظيفه فقيه جامع الشرايط نيز در
زمان غيبت چنين است، از نظر ديدگاه امام راحل ولايت
فقيه در رديف ساير مسائل عرفيه فقهيه نيست که
پشتوانه آن يک روايت يا چند روايت باشد تاعده اى
بخواهند از راه مناقشه در سند يا دلالت، اين اصل مهم
را مخدوش نمايند.»
ايشان
فرمودند: «مشروعيت و لزوم تبعيت از قوانين حکومت
راهى غير از ولايت فقيه در زمان حاضر ندارد. همان
طورى که در زمان رسول خدا(صلى الله عليه وآله)
مشروعيت حکومت، به جهت تصدى رسول خدا بود، در زمان
عيبت با تصدى فقيه جامع الشرايط، حکومت و قوانين او
مشروعيت پيدا مى کند.»
آيت
الله العظمى فاضل لنکرانى در خاتمه فرمودند: «به نظر
اينجانب مهمترين دستاورد انقلاب و بهترين خدمت امام
(رضوان الله عليه) معرفى شيعه به جهان و همه دنياست.
قبل از انقلاب، شيعه و مکتب اهل بيت براى بسيارى از
جهانيان ناشناخته بود و امروز به برکت امام و انقلاب
اين مکتب به دنيا عرضه شد تا متفکرين و محققين
بتوانند از آن استفاده نمايند.»
در
ديدارى که معظم له با وزير فرهنگ و ارشاد اسلامى
جمهورى اسلامى ايران در محل اقامتشان داشته اند
ايضاً مسائلى در همين زمينه مورد بحث مطرح مى
فرمايند و در همان حال نظر مقامات حکومتى و بويژه
وزير فرهنگ و ارشاد اسلامى را به عنوان مرزبان حدود
و شعور مملکت از تعرضات فرهنگى (و ايدئولوژيکى) به
اهميت دين و لزوم حفظ آن از تطاول و تهاجم اجانب جلب
مى نمايند. با هم بخش هايى از اين سخنان را مى
خوانيم:
«ويژگى
مهم اين انقلاب، اسلامى بودن آن است. لازم است
مسئولين محترم مردم خصوصاً نسل جوان را به سوى اسلام
هر چه بيشتر سوق دهند. امروز اين حکومت اسلامى نزد
همه مسلمانان جهان اهميت خاصى دارد.
چشم
مسلمانان و اميد آنان به پياده شدن احکام اسلام
واقعى در اين کشور است.
بايد
همه رسانه ها و مطبوعات و صدا و سيما به اين سمت
حرکت کنند و ابعاد مهم اسلامى را براى مردم بيان
کنند، و بايد مراقب بود تا کسانى که داراى فکر ضد
دينى و غرب زدگى اند در اذهان جوانان اين کشور رخنه
نکنند و ذهن آنان را نسبت به مقدسات دينى مشوش
نسازند.
امروز
دشمن تشخيص داده است تنها راه براى به انزوا کشاندن
انقلاب و مقابله با آن سست نمودن مبانى دينى و
اعتقادى مردم است و با توطئه هاى فراوان و نقشه هاى
شيطانى سع در کوبيدن مقدسات مردم و متزلزل نمودن
ايمان آنان دارند.
امروز
دشمن ايمان و اسلام اين ملت را هدف قرار داده است و
به فکر خام خود و به وسيله برخى از افراد که
متأسفانه از اسلام دورند و به غرب و افکار ناصحيح
غرب اتکا دارند سعى در تزلزل ايمان اين ملت دارد و
مى خواهد با حربه آزادى، اسلام را از دست اين ملت
خارج سازد. هيچ عاقلى با اصل آزادى مخالف نيست و همه
عقلا با آزادى مطلق که منجر به هرج و مرج و بى بند و
بارى مى شود، مخالفند. امّا بدانيد که دشمن آزادى در
حدود اسلام را نيز نمى پسندد. آنان سعى در ترويج
آزادى اگر چه به قيمت خدشه دار کردن دين باشد، را
دارند. دشمن در اين زمينه متأسفانه از طريق ايراد و
اشکال حتى نسبت به اما راحل و مبانى فکرى ايشان وارد
شده است در قاموس فکر بلند امام هيچ واژه اى پراهميت
تر از اسلام و دين وجود ندارد. و اين امر موجب رنجش
شياطين شده است. امام مى توانست در حوزه هاى علميه
بماند و هزاران مجتهد تربيت کند، ولى زمانى که تشخيص
داد که اسلام اين مردم در مخاطره است، همه امور خود
را کنار گذاشت و به ميدان آمد و اين انقلاب عظيم را
ايجاد کرد.»
معظم
له نيز تذکراتى پيرامون کتب منتشره که برخى از آنان
ايراداتى دارد مطرح فرمودند: «شما مسئولين نبايد
بگذاريد دشمن از اين جوانان عزيز سوء استفاده کند و
با نشر مطالب انحرافى جامعه را به سوى خلاف دين سوق
دهد.»
|